چرا ازدواج چرا طلاق؟!

سوالی که شاید برای خیلی از افراد مطرح باشد این است که چرا ازدواج های که امروزه با این خرج های بالا انجام می شود پس از اندک زمانی به طلاق منجر می شود؟ می دانیم که آمار طلاق در جامعۀ ما روز به روز در حال شدت گرفتن است. باید دانست که این آمار تبعاتی دارد همانطور که خود این آمار هم تبعات افعال و سیاست های قبلی است.

چرا ازدواج چرا طلاق

چرا ازدواج چرا طلاق

شاید مشکل اصلی این باست که جوانانی که در صدد ازدواج بر می‌آیند، آموزش‌های لازم را ندیده اند. منظور از آموزش این نیست که حتماً یک رشتۀ دانشگاهی تاسیس شود و جوانان قبل از رفتن به خانۀ بخت، مدرک مورد نظر را از دانشگاه بگیرند! بلکه این آموزش ها باید در محیط خانوادۀ والدین از همان سنین کودکی یاد داده شود. موردی که پدر و مادرها اصلاً به آن توجهی ندارند.

علاوه بر آن، محیط جامعه هم نه تنها نکات مفید برای داشتن یک زندگی خوب زناشویی را به جوانان نمی‌آموزد، بلکه با رخ دادن اتفاقات و رویدادهایی بعضاً خلاف آن چیزی که برای داشتن یک زندگی سالم نیاز است را به افراد می‌آموزد. مثلاً با هنجار شدن داشتن دوست دختر و دوست پسر، این روابط بدون مرز به یک مساله برای مشکل دار شدن در زندگی زناشویی فرد تبدیل خواهند شد. فرد با تجربۀ رابطه با جنس مخالف خود قبل از ازدواج، تمامی خوشی‌های دوستی را جنس مخالف را تجربه کرده است و در دوران ازدواج برای اون چیز جدیدی وجود ندارد. پس اصولاً ازدواج بی‌معنی خواهد شد.

این‌ها فقط برخی از دلایل طلاق‌های رو به فزونی در کشور ما بود. اما شاید مهمترین آنها عدم آگاهی و آموزش از طرف قشر با تجربۀ جامعه برای قشر جوان باشد. حال می‌خواهد این آگاهی‌ها، دانستنی‌های جنسی باشد و یا دانستنی‌هایی راجع به صبر در برابر مشکلات. اصلاً خود صبر و تحمل یکی از درس‌هایی است که فرد قبل از دوران متاهلی باید آن را بیاموزد. چرا که دلیل خیلی از از هم پاشیدگی‌های خانوادگی نبود صبر در بین زوجین است. زن و شوهر اصلاً صبر کردن را فرا نگرفته‌اند! اصلاً نمی‌دانند تحمل چیست و چطور باید با مشکلات دست و پنجه نرم کرد و آنها را برای قوی‌تر شدن نسبت به گذشته پشت سر گذاشت.

از دانستنی‌های جنسی صحبت شد که باید گفت، حتی گاهی اوقات با آموزش‌های غلط قبل از ازدواج که از طریق رسانه‌های نوین امروزی صورت می‌گیرد، فرد انتظاراتی از شریک جنسی خود پیدا می‌کند که در بیشتر موارد این انتظارات بی‌جا است. همین انتظارها هم در خیلی از مواقع باعث شکست در زندگی زناشویی می‌شود. این آموزش‌های غلط معمولاً توسط فیلم‌ها و تصاویر مستهجن به مخاطبین جوان منتقل می‌شود.

از طرف دیگر، رسانه‌های داخلی و دستگاه‌های مربوطه دست روی دست گذاشته و کاری درخور پاسخ به این نیازها انجام نمی‌دهند! وقتی مدیر یکی از شبکه‌های ماهواری‌ای اعلام می‌کند که قصدش از راه‌اندازی چنین شبکه‌ای افزایش آمار طلاق به ۴ طلاق از هر ۵ ازدواج است، دست روز دست گذاشتن جایز است؟ آیا مدیران ما آنقدر از خلاقیت بهره‌ای نبردند که با برنامه‌های جدید، و نه به سبک قدیمی و نخ نما شده، سطح اطلاعاتی افراد جامعه را افزایش دهند؟ این خود جای بررسی دارد که پای مسئولان و دست اندرکاران را پیش می‌کشد. دشمن، دشمنی‌اش را می‌کند؛ ما چه کار کردیم؟!

داستان چرا ازدواج چرا طلاق ، داستان عجیبی است که پاسخ‌های فراوانی به آن داده شده است. اما درگیری مردم با مباحث پوچ باعث شده حتی در صورت نشان دادن دلیل اصلی، باز هم از درک آن عاجز باشند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *